دانلود رمان جدید و پرطرفدار دوئل دل از مديا خجسته نسخه pdf

از طریق ایمیل ، مشترک سایت ما شوید

با عضویت در خبرنامــه لاوک آخرین مطالب عاشقانه را در ایمیل خود دریافت کنید .


تبلیغات

جستجو

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

دانلود رمان جدید و پرطرفدار دوئل دل از مديا خجسته نسخه pdf

تاریخ : سه شنبه 26 مرداد 1395 ساعت : 2:52 1475
دانلود رمان جدید و پرطرفدار دوئل دل از مديا خجسته نسخه pdf

دانلود رمان عاشقانه جدید

دانلود رمان های زیبا و پر طرفدار جدید در سایت عاشقانه لاوک

لطفا نظراتتون رو درباره مطالب عاشقانه ارسال کنید

♥ نام رمان : دوئل دل
♥ نویسنده : مدیا خانم کاربر انجمن نودهشتیا
♥ ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان
♥ تعداد صفحات : ۵۶۸
♥ خلاصه داستان :
در فضای خفقان آور و ترسناکِ میانتان هر روز برای زنده ماندن کمی بیشتر از قبل دست و پا زدم.
نه اینکه زندگی کردن را یادم نداده باشند… نه..!!
فقط میانِ این دود و باروت، هر روز کمی بیشتر از دیروز نفس کشیدن را فراموش کردم..
خط فرضی و قرمز میان حفره های تفنگِ شما، مرز میانِ احساس و زندگی ام را ساخت…
پابرهنه و محکم، در این فضای کوچک و مرگبار ایستادم و از احتمالِ کشیده شدنِ هر لحظه ی ماشه هایتان نهراسیدم..
اما شما فراموش کردید که قلب و سینه ی من جایگاه و ماوای اول و آخرِ گلوله هایتان خواهد بود!
 
********
قسمتي از متن رمان:

    پاهایش از شدتِ سر ما آنقدر بی حس شده بود که حتی نیشگون های پشتِ سرِ همِ میترا را هم حس نمیکرد. بی خیال و آسوده گاز دیگری به ساندویچ پر و پیمونِ سوسیس اش زد و با دهنِ پر برای میترا چشم غره رفت. میترا که دیگر کار را از کار گذشته میدید آرنجش را روی زانویش تکیه داد و دستش را روی شقیقه اش گذاشت. همزمان با سر پایین انداختنِ میترا یک صدای آشنا و گیرا بندِ دلش را پاره کرد.
    _خانمِ نیک روش؟
    سر برگرداند و در کسری از ثانیه همزمان با آن به پاخواستنِ آنی و تلاش برای قورت دادنِ لقمه ی کذایی، رنگش به کبودی مایل شد و به سرفه افتاد. میترا به دادش رسید و چند ضربه ی محکم به پشتش زد. نفسی گرفت و همان طور که سعی در مهار کردنِ سرفه اش داشت گفت:
    _بله..
    لبخندِ نامحسوس و کمرنگِ گوشه ی لبِ پسر از چشمِ هیچ کدامشان دور نماند.
    _فکر کنم این جزوه مالِ شماست!
    با چشم های گرد شده به جزوه ای که یقین داشت جز او نمیتوانست مال کس دیگری باشد ، نگاه کرد. نقاشی های رنگی و عجیب و غریب روی صفحه ی اولش، عرق سردی روی ستون مهره اش به حرکت درآورد. اخمی کرد و عصبی گفت:
    _چرا.. ولی یادم نمیاد به شما داده باشمش!
    _درسته.. شما داده بودی به دوستت.. دوستت هم به دوستش.. بعد دوستِ دوستت هم داد به دوستش..
    سر بالا کرد و با همان اخم های در هم به چشم های خندانِ پسرک خیره شد. پسر لب گزید و کمی جدی شد. جزوه را رو به رویش گرفت و با جدیت گفت:
    _در هر صورت این جزوه رسید دستم و خیلی هم به درد خورد. ممنونم!
    با ضربه ای که به پهلویش خورد دست جلو برد و جزوه را آرام دست گرفت. آنقدر عصبی و ناراحت بود که حتی تشکر هم نکرد. خواست دوباره سر جایش بنشیند که صدای گرم و گیرا این بار با لحنی ملایم تر گفت:
    _گوشه ی لبتون هم سُسی شده..
    با پشتِ دست روی لبش کشید و بدونِ حتی نیم نگاهی به او، وسایلش را جمع کرد و از کنارش گذشت. آنقدر تند تند قدم بر میداشت که میترا پشتِ سرش به نفس نفس افتاده بود. به درِ دانشگاه نرسیده کاپشنش از پشت کشیده شد.
    _چته تو بابا؟ چرا وحشی میشی؟
    عکسِ عروسِ رژ لب زده روی صفحه ی اولِ جزوه به چشمانش دهن کجی میکرد. با حرص ورق اول را پاره کرد و داخل جوی آب انداخت.

دانلود رمان


نویسنده :
موضوع: دانلود رمان های عاشقانه , دانلود رمان جدید pdf ,
برچسب ها : , , , , ,
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغات

درباره سایت

loveak.ir بزرگ ترین سایت عاشقانه مطالب عاشقانه,تصاویر عاشقانه,دل نوشته,اس ام اس عاشقانه

جدید ترین مطالب

آمار

آمار مطالب
کل مطالب : 199
کل نظرات : 32
آمار کاربران
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 26
اطلاعات شما
آی پی : 34.203.225.78
مرورگر :
امروز : دوشنبه 26 آذر 1397