تبلیغات در اینترنتclose
من یک معذرت خواهی بدهکارم......
زمان جاری : سه شنبه 28 آذر 1396 - 12:03 قبل از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم

تعداد بازدید 86
نویسنده پیام
loveak
آنلاین

ارسال‌ها : 29
عضویت: 26 /3 /1395
محل زندگی: تبریز
سن: 17
تشکرها : 5
تشکر شده : 9
من یک معذرت خواهی بدهکارم......
من یک معذرت خواهی به تو بدهکارم!
برای تمام نداشته ها و نا بلدی هایم...
راستش باید من را ببخشی که بلد نیستم مثل معشوقه های امروزی باشم...
بلد نیستم که کدام رنگ را با کدام رنگ دیگر میتوان ست کرد یا کدام آرایشگاه تهران، کار شینیون و رنگ موهایش بهتر از بقیه است!
من را ببخش اگر آدرس باشگاه های تناسب اندام را بلد نیستم یا دستم به پختن بیف استراگنف با سس فلان نمی رود.
من را ببخش اگر که مارک های معروف را نمیشناسم یا بلد نیستم فلان کراوات با آن کت و شلوار تناسب دارد.
ببخش اگر که اهل شکلاتهای خارجی نیستم یا برای صبحانه ها نوتلا نمی خورم...
ببخش اگر که خواننده های خارجی را نمیشناسم یا بلد نیستم با آهنگ خاصی تانگو برقصم!
من را ببخش!
اما راستش را بخواهی من بلد کتابخانه ات را با عشق مرتب کنم.
یا بلدم که مانتو و روسری ها و تمام مایحتاجم را از حراجی ها بخرم و با خودم شرط کنم که تمامشان یا رنگی باشند یا گل گلی...
ببخش اگر که به جای بیف استراگنفی که بلد نیستم، میتوانم چله تابستان توی ظرف های سفالی، آب دوغ خیار مهمانت کنم یا برای ظهرهای جمعه با گوشت نذری ای که همسایه آورده است، آبگوشت بار بذارم.
ببخش اگر که به جای بیف استراگنفی که بلد نیستم، میتوانم چله تابستان توی ظرف های سفالی، آب دوغ خیار مهمانت کنم یا برای ظهرهای جمعه با گوشت نذری ای که همسایه آورده است، آبگوشت بار بذارم.
ببخش اگر صبحانه ها گردو با پنیر لیقوان را به هر چه شکلات و صبحانه خارجی است ترجیح میدهم.
و بیشتر مرا ببخش که به جای تانگو، بلدم که غلط های املایی کتاب ها را قبل از چاپ بگیرم و آنها را ویرایش کنم.
عزیزم من را ببخش!
اما به جای تمام این نداشته ها
اگر مرد شاعری باشی
میتوانم سوژه غزلهایت باشم.
یا اگر خلبان بودی
به رسم کودکی از پنجره کوچک اتاقم دست تکان بدهم.
قول میدهم اگر که ملوان بودی
به وقت سفرت
انقدر نذر کنم
انقدر آیت الکرسی بدرقه راهت کنم
که
دریا
رام چشمانت باشد.
اگر ....
اگر....
اگر....
اگر آمدنی بود، قول میدهم برای زمستانها شال گردنی ببافم که مهمان گردنت باشم
و
با چای هل دار و دارچین منتظرت بمانم تا آخرین شعرم را، شعری از زنی که شبیه معشوقه های امروزی نیست را برایت زمزمه کنم..

- فاطمه بهروزفخر -
چهارشنبه 06 مرداد 1395 - 16:19
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر

پاسخ ها


برای نمایش پاسخ جدید نیازی به رفرش صفحه نیست روی تازه سازی پاسخ ها کلیک کنید !



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :